به گزارش آوای موج؛ واقعیت این است که کاهش شدید قیمت محصولات و نبود ثبات در بازار، درست در زمانی رخ داد که هزینههای تولید سر به فلک گذاشته است. کود، سم، بذر، آبیاری، آمادهسازی زمین، داشت و برداشت؛ هر کدام چند برابر شده و سفره کشاورزان را کوچکتر کرده است. آنها میگویند حتی اگر چند سال آینده هم کشت کنند، جبران خسارت امسال ممکن نیست؛ جملهای که معنایش فقط ضرر مالی نیست، بلکه فرو ریختن امید یک خانواده است.
مشکل اما فقط در زمین و مزرعه خلاصه نمیشود. بخش بزرگی از محصولات صیفی هرمزگان باید صادر شود، و همین وابستگی، کشاورز را گروگان کوچکترین اختلال میکند. نقص فنی در گمرک، مشکلات سامانهای، کمبود کانتینر، تأخیر در حملونقل یا بدقولی یک صادرکننده کافی است تا محصولی که ماهها پای آن زحمت کشیدهاند، در چند ساعت نابود شود. برای کشاورز، این نابودی فقط خراب شدن بار نیست؛ فرو ریختن حاصل رنجِ چند نسل است.
روی دیگر این ماجرا، نبود بازار مناسب و فروش نرفتن محصول است؛ موضوعی که بسیاری از خانوادهها را به سمت مشاغل کاذب و حتی خطرناک سوق داده است. افزایش تردد خودروهای سوختبر، تنها یکی از نشانههای این آسیب اقتصادی است؛ آسیبی که دیر یا زود نمود اجتماعی پیدا میکند.
تلختر از همه، انتشار کلیپهای طنز درباره وضعیت محصولات کشاورزی هرمزگان در شبکههای اجتماعی است. طنزهایی که شاید چند ثانیه خنده بیاورد، اما
پشت آنها واقعیتی تلخ پنهان شده: درد هزاران خانوادهای که درآمدشان در چند ساعت دود میشود و به هوا میرود.
این شرایط، کشاورزان هرمزگان را تا مرز ورشکستگی کامل پیش برده است. از همینرو آنان از وزارت کشور، استانداری هرمزگان، وزارت راه، وزارت جهاد کشاورزی و رئیسجمهور درخواست دارند:
به صورت هماهنگ و فوری برای حل مشکلات وارد عمل شوند؛
روند صادرات و امور گمرکی را تسهیل و تسریع کنند؛
زیرساختهای سردخانهای، بندری و حملونقل را تقویت کنند؛
از سقوط بیشتر قیمت محصولات جلوگیری کرده و حمایت اضطراری فعال شود؛
خسارات ناشی از تأخیر یا اختلال در صادرات سریع و عادلانه جبران گردد.
صدای این کشاورزان فقط یک شکایت نیست؛ هشداری است از دلِ زمین.
آنها میگویند: ما دیگر توان تحمل این فشار و بیثباتی را نداریم.
سؤال اینجاست: آیا اینبار صدایشان شنیده میشود؟
یادداشت اختصاصی